تبليغاتX
 کلاغ درباری

آرامگاه من

اینجا خانه ی من است

آرامگاه من

اینجا کلاغهایش با من همدردند

اینجا آسمانش پر از حرفهای من است

اینجا آرامگاه من است وقتی خستگی هایم از دستانم لبریز میشوند

....


 

دست نوشته ستاره در سه شنبه 7 آبان1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


با سکوتت

 

مثل همیشه بوی گند حرفهایم همه جارو دروو کرد

هر کی برای تسکین حرفی زد

تو حرفی نزدی

و آرام شدم

 


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


این روزها

 

این روزها تمام حواسم پیش توست

پیش تو و صدای نازت

پیش تو و مهربانیهای دروغک

پیش تو و بی کسیهایم...


 

دست نوشته ستاره در شنبه 13 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


آدم خوب

 

هنوز آدمای خوب تو این دنیا زیاده

باور کن

یکیش من

یکیش تو

دیگه آدم بدا از رو رفتن

مثل من

مثل تو


 

دست نوشته ستاره در یکشنبه 7 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


بی تفاوت

 

بد نبودم

بد نشدم

بی تفاوت شدم

 


 

دست نوشته ستاره در شنبه 6 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


نوشتن

 

نوشتن

که موضوع نمیخواد

منو میخواد

با حرفای دلم

نوشتن

که مقدمه نمیخواد

منو میخواد

با چشمای بی مقدمم!!!

دروغ میگم؟؟

 


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 4 مهر1387 ساعت موضوع چشم هایم مینویسند | لینک ثابت


نمیدونم

نمی دونم این منم که آویزون خاطراتمم

یا این خاطراتمن که آویزون منن


ولی خوب می دونم با حضورشون حس و حالم خوب نی ...

 

کاش می شد یه انگشت بزنم ته حلقم و تمام خاطراتمو  بالا بیارم

و خــــــــــــــــــــــلاص .......

 


 

دست نوشته ستاره در چهارشنبه 3 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


گمشو

 

میدونی چیه دیگه حالم داره از اینترنت بهم میخوره

وبیشتر از همه از یاهو مسنجر

دیگه هیچ وقت نمیخوام یاهو رو باز کنم

گند زدم

خیلی افتضاح شد

هیچ وقت فکر نمیکردم اینجوری بشه ولی شد

واسه خودم متاسفم

واقعا دخترا خیلی پست تر از پسرا هستن

اینو خودم میدونم

 


 

دست نوشته ستاره در دوشنبه 1 مهر1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


بستنی

 

دارم بستنی میخورم

با دست چپم تایپ میکنم

چون دوست دارم بستنیمو با دست راستم بخورم

خوبیش اینه که توی نت با هر دستی بنویسی

دست خطت بد نمیشه

کسی هم نمیفهمه بستنیتو با کدوم دست خوردی!!!


 

دست نوشته ستاره در جمعه 29 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


باید بهترین باشم

 

تصمیم گرفتم همونی باشم که فکر میکنم باید باشم

همونی آدم خوشبختی که همه به خنده هاش غبطه میخورن

حتی به گریه هاش

میخوام همون ستاره ای باشم که هیچ وقت قصد خاموش شدن نداره

میخوام بی وقفه زندگی کنم

با عشقم

با هرچیزی که در نظرم خوشبختم میکنه

آدمای اطرافم فقط در حدی واسم مهمن که نیازمو برطرف کنن

نه بیشتر

میخوام دنیا به اراده ی من واسم بگذره

میخوام قسمت و نابود کنم و خودم زندگیم و بسازم

خوشبختی در افکار منه

درلبخندهای من

حتی در چشمانم

من دیدم که میتونم خوشبخت باشم

اگر به خوشبختی فکر کنم

میخوام همونی باشم که فکر میکنم باید باشم

اومدم تا زندگی کنم

بهتر از همه

برای خودم

برای دلم

برای خنده های مداومم

پس باید بهترین باشم

و

خاموشی و فراموش کنم

من به همه ی خواسته هام میرسم

به تک تکشون

چون مطمئنم که جهان از افکار من دستور میگیره

من برای زندگیم فقط فکر میکنم

خوبه اگه شما هم به خوشبختی فکر کنید!!!

هر چقدر بیشتر به خوشبختی فکر کنید

بیشتر به خواسته هایتان میرسید

مثل من

و امثال من!!!!!!

 

                                                                                              


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


نیمه دوم

 

جای تو خالیه اینجا توی این اتاق سرد.

در به در شه این دلی که منو عاشق تو کرد.

   تولد متولدین نیمه دوم شهریور مبارک.


 

دست نوشته ستاره در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


آغوش

 

دیوانه تر از آنم که با لبخندت آرام شوم

لبخند دستانت را میخواهم...

 

 

 


 

دست نوشته ستاره در سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


همین!!!

 

دیگه مردی وجود نداره

همین!!

 


 

دست نوشته ستاره در جمعه 22 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


جواب بده

بارونم خیس میشه؟


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


لبخند

 

 

به دنبال خنده هایم نباش


وقتی که عشق با گریستن اثبات می شود . . .


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت موضوع از این ور اونور | لینک ثابت


شرمندگی

تا حالا به این پیام بازرگانی های تلوزیون دقت کردید

نصفش تبلیغه بانکه نصف دیگشم تبلیغ ایرانسله .دوسه تا تبلیغ زرد

(تبلیغ زرد:یعنی تبلیغی افتضاح که آبروی ایرانی را ببرد.تبلیغ بی کیفیت و..)

 

خداییش آدم گه گداری که تبلیغ های خارجی رو که نگاه می کنه

 حض می کنه به اندازه یه فیلم ایرانی پاش خرج گذاشتن

.تازه پر از ابتکاره.ترفند های تبلیغاتی هم توش پره که پره ابتکار و نوآوری ....

حالا تبلیغ های ما چی؟ فقط شرمندگی .محض رضای خدا یکدوم با نمک نیست....

 جدیدهم یه انیمیشن صامت اردک درست کردن که

 گوشت آدم می ریزه بس که بانمکه!!!!!!

دقت کردید یه بانک اومد تبلیغ یه حساب پس اندازو کرد به اسم طلایی

 .حالا بعد اون همه بانک یه حساب با یه اسم بی معنی درست کردن و تبلیغ میکنن

.عقیق و ممتاز و ...

بنده خدا بانکه به ...ه خوردن افتاده.

یکیم که بعد یه عمر قد نخود ابتکار به خرج میده

در عرض ۱ سوت اینا از ابتکار میندازنش

بعد می گیم آی ایرانی جماعت ابتکار داره کوووو؟


 

دست نوشته ستاره در پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


اعتراف

دچار رفتنم و ناچار ماندن

خیلی قشنگه این جمله مگه نه؟

یه جورایی تو این وضعیت زندگی کردم واسه همین کاملا درک میکنم

روزای سختی بود

موندن میون دو تا عشق

که از هیچ کدوم نتونی بگذری

که گذشتن از هر کدوم مثل مرگ باشه برات

مثل انتها

اما مجبور به انتخاب

دیوونه کننده است

حاظر بودم بمیرم اما انتخاب نکنم

خودم اشتباه کردم

 اما

تاوان سنگینی بود

شبا صبح نمیشد و روزام به شب نمیرسید

مثل برزخ

پر از تشویش

با اینکه یکسال از این ماجرا میگذره

هنوز هم یادش آتیشم میزنه

میگن هیچ قلبی دوتا عشق بر نمیداره

اما قلب من دو تیکه شد و هنوزم هست

 


 

دست نوشته ستاره در چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


کلاغ خوشبخت

دلم به حال کلاغی که به خانه اش نمیرسد بسوزد؟

کجای راهی؟!!!

من یک عمر است که نرسیده ام

نه مثل کلاغها به خانه ام

بلکه به یک عمر قصه ناتمامم

........

 


 

دست نوشته ستاره در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


بیچاره دل

شب باشد و شب نشین باشی و ماه را ببینی روبرویت. سرت منگ باشد از دود سیگار و دلت هم گرفته.بد جور هم گرفته باشد. دلت غزل می خواهد. دلت شروع می کند به سرودن...

آهسته آمد از بغل من عبور کرد

آمد تمام غیبت من را حضور کرد

آمد نشست و معنی ما را گذشته را

آرام و سر به زیر و مردد مرور کرد

تاریک خانه دل پر غصه مرا

سرشار از ترانه و لبخند و نور کرد

او ذره ذره فاصله را از میان ما

آن روز هر دقیقه و هر لحظه دور کرد

از اینکه ما هنوز صمیمی و عاشقیم

(خندید و ایستاد و ) حس غرور کرد  

 

         

...

عشقم لباس خاکی خود را تکاند و بعد

رفت و مزار سرد مرا سوت و کور کرد...

 


 

دست نوشته ستاره در یکشنبه 17 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت


تامل

بر سر دو راهی ...


راست؟


چپ؟


یا


بازگشت؟


بعد از چند لحظه تامل


در همان جا می خوابم.
 

                           

 

 


 

دست نوشته ستاره در یکشنبه 17 شهریور1387 ساعت موضوع دل نوشت | لینک ثابت



New Page 3

" />

Powered by : قالب و كدهاي جاوا > < > dariushkamani.blogfa.com


www.irLearn.com

JavaScript Codes <
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://dariushkamani.blogfa.com
> < dariushkamani.blogfa.com

> This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting